آخر هفته نوشت…

خرید بک لینک

ديشب خواب ديدم با بابام رفتيم شمال...درياى شمال آبى بود و صاف و قشنگ...من از يه جايي سر خوردم و پريدم تو آب...بابام نگران بود كه شيرجه كه ميزنم سرم نخوره به سنگى چيزى! پاترول تو آب غوطه ور بود! تعجب كرده بودم كه چطور بابام ماشين رو اينجورى تو آب ول كرده!!! ديگه چيزى يادم نيست... سال نوتون مبارك!...

ما را در سایت سال نوتون مبارك! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1402 ساعت: 13:57

صفحه بندی